
به نام خدا
این روز ها کار ما شده گشتن توی اینترنت و به دست آوردن اخبار جدید و البته صحیح. اخباری که نه دورغ محض باشد نه جانبدارانه راست بگوید.نیاز به فضایی خارج از اختناق احساس می شود.فضایی که در آن اعتماد و راست گویی مهم ترین چیز باشد.فضایی که در آن برای به دست آوردن حقایق مجبور نباشی در خانه ی غریبه ها را بزنی و آن ها هم به فراخور حال خود اخباری نه چندان درست را به تو بدهند.
و این رنج همیشگی ماست : نا آگاهی
رفته رفته دارم به این نام کتاب پدر داستان نویسی معاصر ایران ایمان می آورم که
از ماست که بر ماست
وقتی که انواع بد اخلاقی ها را می بینیم و حرفی نمی زنیم ناگاه این چنین عظیم در آتش همان بداخلاقس های کوچک که حالا به خاطر بی توجهی ما شعله ور شده جان گرفته و بی محابا جلو می رود می سوزیم ای کاش کمی به خود بیاییم.
ناخواسته خاطرات انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و تکرار آن در انتخابات دهم برایم یادآوری میشود. نظرسنجی های متعددی که از سوی نهادهای مختلف در آن دوره انجام میشد نشان میداد که اقبال مردم به "کاندیدای اصلاح طلبان پیشرو" پس از ردصلاحیت غیر قانونی شورای نگهبان به طور تصاعدی رو به افزایش گذاشته بود. اما به ناگاه در ٢۷ خرداد ۸٤ اعلام شد که "معجزه قرن ٢۱" به اتفاق جناب آقای هاشمی رفسنجانی به دور دوم انتخابات وارد شدند. من در مخدوش بودن مرحله اول انتخابات دوره نهم و دستکاری رای مردم (مهندسی آراء!) تردیدی نداشتم و بلافاصله با ارسال نامه ای به شورای نگهبان ...ادامه
عکسی از وب نوشت محمد علی ابطحی قبل از انتخابات و البته قبل از دستگیری:

دوست دارم کودکم در هوای پاک نفس بکشد
اما هوا مسموم است
دوست دارم کودکم در آبی زلال شنا کند
اما آب هم مسموم است
دوست دارم کودکم در زیر باران قطره های باران را لمس کند
اما باران هم مسموم است
دوست دارم کودکم در چمن های سبز بازی کند
اما آنجا هم مسموم است
. . . . . . . . . . . . . . . .
. . . . . . . . . . . . . . .
اکنون کودکم دیگر جوان است و می خواهد
بازی های کودکی اش را اندیشه کنداو می خواهد
سبز بیاندیشد اما
اما از باد سیلی می خوردواز شاخه های درختان ترکه
او می خواهد در اندیشه هایش شنا ور شود
اما او را با تمام اندیشه های سبزش در زیر آب خفه می کنند
او می خواهددر زیر باران بماندحتی اگرتگرگ ببارد
اما تگرگ ها همچون تیربر اندام اومی بارند
اما باز هم می ایستد و نظاره می کند
وشرع را می بیند که چگونه در آن کوچه های تاریک وذلت بار
همچون تیغی بران صورت دختری معصوم را پاره می کند
ومی بیند که چگونه اندیشه هایش در زیرچماق های
بی خردان له می شود اما باز خسته نمی شود
اندیشه های سبزش را از زیر سم اسبان وحشی جمع می کند
واز کوچه پس کوچه های وحشت می گریزدتاباآن باتوم ها
اندیشه هایش را نکشند
زیرا او تاریخ را خوب می داند
و باز آن قومی رامی بیندکه قرآن های بر سر نیزه را باور کردند
اما قرآن ناطق را نفهمیدند !!!!!!!!!!!!!!
۲.دروغگو که بود متقلب هم شد.
۳.دیکتاتور حیا کن مملکت رها کن
۴.خمینی کجایی میرحسین تنها شده
۵.موسوی! موسوی! پرچم ایران مرا پس بگیر
بازی با امنیت ملی به بهانه انتخابات!
توطئه شبانه ستاد احمدینژاد در روزنامه ایران
اظهار نارضایتی شدید رهبر انقلاب از تلاش برای تخریب موسوی
حمله شبانه حامیان احمدینژاد به ساختمان مرکز تحقیقات استراتژیک
وای از این اقلیت
بلندگو به دست
رسانه ی ملی یا رسانه ی جریانی؟؟؟؟؟
می خواهم رئیس جمهور شوی تا من امیدوار شوم به روزگاری نو
می خواهم رئیس جمهور شوی تا من هم با انگیزه و شور تلاش کنم برای فردای کشورم
می خواهم رئیس جمهور شوی تا باور کنم که اگر بخواهم می توانم
می خواهم رئیس جمهور شوی تا اثبات کنم که به میهنم ایران بی توجه نیستم
می خواهم رئیس جمهور شوی تا در دنیا، زیبا شناخته شویم
می خواهم رئیس جمهور شوی تا ...
شاید من آرمان گرا باشم ولی من می خواهم که تو رئیس جمهور شوی تا با تو همراه باشم و در جهت
اهداف تو کار کنم، تا با اتحاد از این رنج رهایی یابیم.
شاید من آرمانگرا باشم ولی می خواهم رئیس جمهور شوی و من در جهت آرمان های تو قدم بردارم.
من مطمئنم که اگر متحد شویم می توانیم...
می توانیم تو رئیس جمهورمان باشی و می توانیم با تو به آرمان هایمان برسیم.
من به تو اعتماد می کنم
میر حسین
و من سبز هستم...
مرجع تقلید من نبود ولی خیلی براش احترام قائل بودم روحانی حکومتی نبود. دوست داشتم که پشت سرش نماز بخونم، حالا همه اش ناراحتم که چرا این آرزو رو از ته ته دلم ا زخدا نخواستم. الان چیزی نست جز حسرت...
خدایش بیامرزاد...

آدم ها را از آنچه درباره ديگران مي گويند بهتر مي توان
شناخت تا از انچه درباره خود مي گويند.
خدایا توی سردرگمی های این دنیا من رو تنها نذار.
زندگی خیلی غافل گیر کننده است، خیلی عجیبه،گاهی وقت ها یک تصمیم می تونه کلا مسیر زندگی آدم رو تغییر بده.حالا این که این تغییر مسیر مفید هست یا مضر ، فکر نمی کنم کسی بدونه.
خدایا
راهی نمی بینم
آینده پنهان است، اما مهم نیست...
همین کافی است که تو
همه چیز را می بینی و من
تو را
۱. یک عدد از ۱ تا ۹ برگزینید.
۲. آنرا در عدد ۳ ضرب کنید.
۳. حاصل را بعلاوه ۳ کنید.
۴. دوباره حاصل را در ۳ ضرب کنید.
۵.یک عدد دو یا سه۳ رقمی بدست آورده اید
۶.رقمهای عدد بدست آمده را با هم جمع کنید : برای نمونه اگر 18 شد 8 را با یک جمع کنید
۷. حالا با توجه به عدد بدست آمده و لیست زیر ببینید الگوی شما در زندگیتان کیست؟
۱.امیر کبیر
۲.فریدون ربیعی
۳.شجریان
۴.احمدی نژاد
۵.باراک اوباما
۶.رضا خان
۶. کلینتون
۷. دکتر حسابی
۸.دوباره دایی فریدون
۹.نویسنده همین وبلاگ
۱۰.فتحعلی شاه
نمی خوام وقتی تو هستی آدم آدمکها شم
چرا عادتم تو باشی می خوام عاشق تو باشم
تازه فهمیدم که جز تو حرف هیچکی خوندنی نیست
آدم ها میان و میرن ، هیچکی جز تو موندنی نیست
خدا جونم خیلی دوستت دارم.......
این پست خیلی خاصه چون الان که دارم این پست رو می ذارم نشستم سر سفره ی شام توی خوابگاه و دارم از اینترنت وایرلس خوابگاه استفاده می کنم.
این یک تحول بزرگه ما دیگه می تونیم از اتاق هامون به اینترنت وصل شیم...
سرزمین زیبای نشسته در دامان زاگرس با اقلیمی دل انگیز و تاریخی کهن، اینجا کردستان است.
سرزمین رقص و موسیقی ، نان خرمایی و کنجدگزو ، خانه زریوار و کوه شاهو و تپه تاریخی زیویه...

فکر نمی کنم به این که نیستی به اینکه امسال عید روز اول خونمون نیومدی به اینکه اگه بیام خونتون نیستی به اینکه دلم خیلی برات تنگ شده و کاری از دستم ساخته نیست...
یه تیکه از قلبم نیست.جای خالیش رو حس میکنم.یکی توی دلم یه چیز خیلی سنگین گذاشته که وقتی عکست رو می بینم سنگین تر میشه.
قبل از روز اول عید بالا بودم با عکست تنها بودم نشستم رو برو تو و کلی گریه کردم . فقط گریه کردم هیچی نگفتم هیچی. یه تیکه از قلبم نیست...
بوی باران
بوی سبزه
بوی خاک
شاخه های شسته باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سفید
برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه ی شوق پرستو های شاد
خلوت گرم کبوتر های مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لب ریز از شراب
خوش به حال آفتاب
مداری رو که زمین روی آن به دور خورشید می گردد تصور کنید.زمانی که طول می کشد تا زمین یک دور پیرامون خورشید بگردد سیصد و شصت پنج و یک چهارم روز است. برای محاسبه ی این زمان یک نقطه ثابت در نظر گرفته می شود که ورنال نام دارد.امسال هم زمین در ساعت ۱۵ و ۱۳ دقیقه و ۳۹ ثانیه روز جمعه از این نقطه می گذره...
عیدتون مبارک
ماییم و هفت سینی که امسال
شش سین دارد!
چرا که سبزی حضور تو ،
در خانه نیست!!!
تقدیم به تمام کسانی که عزیزی را از دست داده اند . جایشان در قلب هایمان سبز...
میلاد تهرانی


چند وقت پیش قصد کردن لوح های با ارزش و باستانی ما رو تو حراجی بفروشن
الان هم دارن عینک شیشه گرد معروف گاندی به همراه کفشهای راحتی، ساعت جیبی و برخی از ظروف شخصی اون رو تو حراجی می فروشن .
اما وجه مشترک ما و هندوستان در چیست؟هر دوی ما یک کشور جهان سوم هستیم که به راحتی می شه ازشون دزدی کرد و حتی تاریخشون رو به یغما برد.
وقتی جوهره فرهنگ یک کشور به راحتی نابود بشه و به یغما بره مسلما نماد ها و آثار اون فرهنگ هم بی ارزش می شه و به اون ها بی توجهی می شه.ولی سوال اصلی این است که اصلا چرا و چگونه لوح های ما یا وسایل شخصی گاندی از کشور خارج شده؟ آیا جواب چیزی جز "بی توجهی" است؟

امروز وقتی در میان جمعیت یک بار دیگر از خیابان آزادی می گذشتم، به امواج مردم و تنوع جمعیت که به هیچ جریان و طیف فکری خاصی تعلق نداشته و فقط برای حفاظت از انقلاب خود آمده بودند، فکر می کردم. با این مردم می بایست گفتمانی متناسب با این تنوع داشت و همه سلایق را در نظر گرفت و خاتمی این تنوع را باور داشت و دارد. به خاطر همین در میان اقشار مختلف مردم از احترام خاصی برخوردار است و دشمنی ها و خصومت ها با او راه به جایی نمی برد. لیست بلند بالایی از خانواده های شهدا که از کاندیداتوری آقای خاتمی حمایت کرده اند، موید همین نکته است.
مرام خاتمی مرام دوستی با دوستان و صبر و تحمل و تعامل حتی با مخالفین و متعرضین است. همان مرام روزهای انقلاب که همه برخوردها نشان از پذیرش یکدیگر داشت.
این نوشته ی خانم ابتکار است که از روی وبلاگ ایشون ابتکار سبز کپی کردم .
به این آدرس سر بزنید:
فقط تصور كنيد كه بتوانيم سن زمين را كه غير قابل تصور است ، فشرده كنيم و هر صد ميليون سال آن را يك سال در نظر بگيريم !
در اينصورت كره زمين مانند فردي 46 ساله خواهد بود!
هيچ اطلاعي در مورد هفت سال اول اين فرد وجود ندارد و در باره ي سالهاي مياني زندگي او نيز اطلاعات كم و بيش پراكنده اي داريم !
اما اين را ميدانيم كه در سن 42 سالگي ، گياهان و جنگلها پديدار شده و شروع به رشد و نمو كرده اند.
اثري از دايناسورها و خزندگان عظيم الجثه تا همين يكسال پيش نبود !
يعني زمين آنها را در سن 45 سالگي به چشم خود ديد و تقريبا 8 ماه پيش پستانداران را به دنيا آورد .
در اوايل هفته ي پيش ميمون هاي آدم نما به آدمهاي ميمون نما تبديل شدند!
و آخر هفته گذشته دوران يخ سراسر زمين را فرا گرفت .
انسان جديد فقط حدود 4 ساعت روي زمين بوده و طي همين يك ساعت گذشته كشاورزي را كشف كرده است !!!
بيش از يك دقيقه از عمر انقلاب صنعتي نمي گذرد و...
حالا ببينيد انسان در اين يك دقيقه چه بلائي بر سر اين بيچاره ي 46 ساله آورده است !!!
او از اين بهشت يك آشغالداني كامل ساخته است .
او خودش را به نسبتهاي سرسام آوري زياد كرده ، و نسل 500 خانواده از جانداران را منقرض كرده است!
سوختهاي اين سياره را مال خود كرده و همه را به يغما برده است!
و الان هم مثل كودكي معصوم و بي تقصير ايستاده و به اين حمله ي برق آسا نگاه ميكند !!!
(گروه مارشال مدرن...)
مشاهیر استان مرکزی در نقشه استان...

می ترسم
می ترسم از جنگ نا برابر
از ناو ، از خلیج ، از تنگه
از باریکه غزه
می ترسم از شکستن دیوار صوتی
دیوار خانه
و دیوار تنم
یا شاید
از شکستن آرزوهایم...
دارم حسرت رو مز مزه می کنم.تلخ تلخ.
تمام ای کاش های بعد از تو جمع شد و توی چشم هام ریخت.چشم هام هم طعم حسرت رو چشید.
می دونی ! دیگه هیچ کس از من یک لیوان چای که پر پر باشه نمی خواد...
و ناگهان
.
.
.
امتحانات...
شب یلدا من اراک نیستم و این برای اولین بار توی ۲۱ سال عمر من اتفاق افتاده...

اینم برای اونهایی که کرسی رو هنوز به یاد دارن



